امیدوارم امشب بتونم بر این ترس یا هر حس مزخرف بازدارنده ای که تو وجودم هست غلبه کنم و نخ نازک زندگی رو ببرّم. با این لیوان که الان جلوی چشمم روی میز داره میرقصه. لیوانی که 30 تا قرص آرامبخش توش حل شده به اضافه دو تا قرص ویتامین C که مزه گند قرصها رو از بین ببره.
Yes, I am falling... how much longer 'till I hit the ground?
I can't tell you why I'm breaking down.
Do you wonder why I prefer to be alone?
Have I really lost control?
I'm coming to an end,
I've realized what I could have been.
I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask,
I admit I've lost control
Lost control...
--------------------
We are just a moment in time
A blink of an eye
A dream for the blind
Visions from a dying brain
I hope you don't understand
P.N: Fak u Patterson and Fak u Vincent
- رضا رضا رضا جان! جوابمو بده. چرا چشماتو باز نمیکنی؟! تو رو خدا یه چیزی بگو...
چشمهایش را گشود و بی اندک تفاوتی به کنار رفت و نگریست تن خویش را، که به گوشه لغزیده بود بی هیچ جنبش. لرز هوا نشان از اصطکاک نتهایی داشت که در هوا سرگردان بودند..... آب موج بر می داشت....

اون روزهای یخ زدن تو سرما، لحظه های فرسودگی زمان و سنگ شدنهای مکرر... همیشه دنبال گمشده ای بودم. هر دفه که احساس میکردم دارم بهش نزدیک میشم، یهو غیبش میزد و من آش و لاش و خسته دوباره دنبالش میرفتم. مدتهاست به جایی رسیدم که فک میکنم تهش باشه. سیاهی مطلق، بی نور و روزن. ولی چیزی رو نباختم، چون برد و باخت مفهومی نداره. «معنی» و «مفهوم» کلماتی هستن که برای رنگ کردنهای مکرر ازشون استفاده میکنیم. راهی هم نیست که بخوام ادامه بدم. همش چرخیدن و چرخیدن و سرگیجه گرفتنه. الانم که موندم فقط یه دلیل داره و بس؛ هیچ. که خود دلیلی ست سر آمد هر دلیلی. دیگه برام مهم نیست مشکلات دیگرون. سعی میکنم غصه کسی رو نخورم. گور بابای بشریت و انسان دوستی و تعاون. همش چرته. به تخمام قسم همش مزخرفه.....
خسرو هم رفت. خیلی ساده...
اون پستی که قرار بود ازش بوی گل بلند بشه و بهترین و زیباترین پست وبلاگ باشه، تبدیل به آروغ شد. شرمنده. بوشو شنیدی رفیق؟! بو گلابی و زعفرون و سبزی آشی میداد!

برادر گرانقدری چند وقتیه گیر داده که من بیام اینجا 20 تا آلبوم محبوب متالم رو لیست کنم. به روی تخم...چشم البته قبل از هر چیز سه تا نکته رو یاد آور بشم:
1. لیستی که اینجا میبینید چیزایی هستن که من الان بهشون علاقه دارم. ممکنه چند وقت دیگه عوض بشه. کلا اینجور مسائل خیلی نسبی هستن.
2. بدون هیچ توضیح اضافی فقط لیست رو مینویسم.
3. ترتیب نوشتن آلبومها نشانگر اولویت بندی آنها نمیباشد.
Meshuggah\2005.Catch Thirty Three
Meshuggah\2008. obZen
Nevermore\2005.This Godless Endeavor
Opeth\2005.Ghost Reveries
Tiamat\1997.A Deeper Kind of Slumber
Tool\2001.Lateralus
Dream Theater\1999.Metropolis Part II-Scenes From A Memory
Dream Theater\2005.Octavarium
Iron Maiden\1988.Seventh Son of Seventh Son
Judas Priest\1990.Painkiller
Mastodon\2004.Leviathan
Pain of Salvation\2004.Be
Symphony X\2000.V-The New Mythology Suite
Metallica\1986.Master of Puppets
Queensrÿche\1988.Operation - Mindcrime
Amon Amarth\2001.The Crusher
Black Sabbath\1970.Paranoid
Black Sabbath\1973.Sabbath Bloody Sabbath
The Dillinger Escape Plan\1999.Calculating Infinity
ISIS\2002.Oceanic
Psychotic Waltz\1992.Into The Everflow
Riverside\2003.Out of Myself
Warning\2007.Watching From A Distance
Ozzy Osbourne\1988.No Rest for the Wicked
Cynic\1993.Focus
Arcturus\1997 La Masquerade Infernale
20 تا شد؟!

فردا شب، همینجا، زیباترین و عمیق ترین پست وبلاگ رو براتون خواهم گذاشت. پستی که از توش میتونید بوی زیبای گلها رو حس کنید. بوی انسانیت و احساس رو.
درد رو میتونید از این پست بفهمید، پیچیده ترین دردها رو..
اینا که دور و برمو گرفتن، اسم خودشونو گذاشتن رفیق. هی... به خاطر 60 تومن ناقابل به هر سگی رو زدم، همشون کی رم کردن. اونایی که میدونم ندارن، بحثشون جداست، ولی اونایی که دارن و نمیدن...
من غلط بکنم سیگارو ترک کنم. گه بخورم...
به کوری چشم همتون که ایشاالله از کاسه در آد، به حق فاطمه زهرا! من در یک حرکت به شدت انقلابی سیگار رو ترک کردم...
الان یک ساعته که اینجا نشستم و همش دارم دوقلوهای Parabol رو گوش میدم و گریه میکنم. لعنت خدا به تو مینارد، لعنت خدا..
خوب که دقت میکنم میبینم بیشتر از نود درصد ذهنم درگیر چیزیه به نام متال. ژانری که بهم هویت میده، سر پا نگهم میداره و نمیذاره سقوط کنم و اجازه نمیده از پا بیافتم. هر وقت احساس پوچی میکنم و تصمیم میگیرم که دیگه کارو تموم کنم، یهو یه گوشه ای از ذهنم جرقه میزنه و یاد فلان آهنگ میافتم. در واقع دم مسیحایی یه تراک دوباره به من زندگی میبخشه. حالا ممکنه Tool باشه که بد فرم با فضای انتزاعی موسیقیش حال میکنم. یا فرقی نمیکنه اگه Tiamat باشه یا چه میدونم Dragon force , Metallica , Anathema , Opeth , Septic Flesh , Dream Theater , Pain of Salvation , Blak Sabbath (70s)m , Slayer , Testament , Nevermore , Pscycotic Waltz یا هر گروه دیگه ای.
گاهی وقتا به این فکر میکنم که هنوز خیلی آهنگارو نشنیدم، خیلی گروها رو نمیشناسم، پس باید بمونم و لذت ببرم از این کشف و شهودهای بی مانند. بمونم و جلوی هر مادر فاکری وایسم و هر نوع توهین و تحقیری رو تحمل کنم، چون بالش نرمی به نام متال دارم. و این خیلی برام ارزش داره، خیلی.

Nothing to say....
Cause I Like deep silence
For going down
deep down
for rise again
in other world
pretty world
for living like other humans
in other countries.
Hey! I'm dying
Do u understand?!
can u help me
or u r like me, too
so I help u and u help me
for rising
this is just a faked matrix.
do u know?
hah?!
no?!
so fak u
آره منم تنهام. خیلی تنها. حتی نزدیکترین دوستانم هم نمیتونن منو بفهمن. اونا به من نزدیکن، اما به لایه های رویین روانم نزدیکن.
صدها لایه زیر اون لایه ها هست که برای خودم هم غریبن. بعضی وقتا فک میکنم شاید همه آدما اینجوری باشن. شاید همه احساس تنهایی میکنن. ولی وقتی بیشتر به رفتارشون دقت میکنم، متوجه میشم اینطور نیست. فقط من تنها هستم و اونایی که شبیه من هستن.
چطور میشه که یه آدم انقد تنها میشه؟!
وقتی در جریان اصلی جامعه نباشی تنها میشی.
وقتی طرز فکرت با بقیه یکی نباشه یا حتی مخالف اونا باشه تنها میشی.
هر وقت احساس کردی توی جمع دیگران تبدیل به یه غریبه شدی تنها هستی. یه عده این وسط سعی میکنن هر جور شده ازت فرار کنن، بعضیا دلشون به حالت میسوزه و با توجه نشون دادن فرمالیته سعی میکنن از تنهایی درت بیارن. بعضیا مسخرت میکنن...
حالا این تنهایی بده یا خوبه؟!
بستگی به شرایط خودت و نوع تنهاییت داره. من یکی که از این تنهایی مالیخولیایی لذت میبرم. نمیخوام خلوتم خراب بشه. هیچوقت نمیخواستم، هیچ وقت....
دلم میخواد یه بحث خیالی رو با یه دوست واقعی و خیلی خیلی خیلی عزیز راه بندازم:
اون: تاحالا شده وقتی تو خیابون راه میری از شدت تنهایی فکر کنی هیچ کس نمی تونه ببیندت!
من: به تخمم نیست که کسی منو میبینه یا نه. هیچ کدومو به تخممم حساب نمیکنم.
اون: توام به هیچ چیز اعتقاد نداری. احساس میکنم توام مثل من داری بابت این قضیه بدبختی میکشی.
من: خیلی. هر وقت درباره ریشه بدبختیام فکر میکنم، میبینم همش برمیگرده به اعتقادات مزخرف یه مشت آدم مزخرف. اعتقاداتی که اندازه پشم تخمم برام ارزش ندارن، ولی همه زندگیمو به هم ریختن. آره! منم بدبختم مثل تو. ولی اگه من و تو و امثال ما تو یه جایی به دنیا میومدیم که مردمش مثل خودمون بودن، امکان نداشت پناه ببریم به تنهایی. اونجا دیگه تنهایی برامون لذت مالیخولیایی و مازوخیستی نداشت. بلکه ازش فرار میکردیم و میرفتیم بین مردمی که دوستشون داشتیم.
اون: من شک دارم که تو وجود داشته باشی و شخصیتی به نام بهلول در تخیلیات من به وجود نیومده باشه!!
من: آره کس میخ من وجود دارم. اگه نیستم! پس این کسی که الان داره کس شر تفت میده، باد نمناک ماتحت مقدس خداست؟! آره عزیزم، من وجود دارم.
پ.ن: الان میخوام دوباره ماتریکس رو تماشا کنم.
رفیق عزیز! ببخشید که این چند وقته برات میل نفرستادم. سر اون قضیه هم شرمنده. باور کن انقد با خودم درگیرم که تکلیف خودمم نمیدونم. امیدوارم از دست من ناراحت نباشی.
در ضمن من اوردوز نکردم. کلّمم داغ نیست. اینجا هم جند.ه خونه راه ننداختم....((:

Hey man! I want to ki.ss your feet!
Because I love Your Works for solo lute..
الان دقیقا مرض دارم. هیچ موضوع خاصی برای نوشتن پست ندارم. فقط همینجوری دوست دارم بیام اینجا خزعبل بنویسم. معمولا وقتی اینطوری میشم رو میارم به سوررئال نویسی. یعنی قلم میگیرم دستم و هر چی میاد میریزم بیرون. این دفعه میخوام این کار رو به جای دفتر تو وبلاگ انجام بدم. پس بگیرید که اومد:
سر به کوی یار گذاشتم که بدزدم مستانه گیسوی آتشین مزاج زخم و زیلی مار کبرایی که در همسایگی آل پاچینو زندگی میکرد و همه هستی اش آینه پاک نشده و چرکی بود که روی حوض شناور مانده بود. که میدانستم اینگونه خواهم مرد و میمیرم آنگونه که نخواهم دانست. شاید که شور ورود به دانشگاه کمبریج را هنوز در سر دارم و نمیدانم چرا الان مرض گرفته ام و انقد حرف «ک» در ذهنم آزارم میدهد و دوست دارد تمام متن را مال خود کند. برای التیام این خارش تنها یک راه حل هست:
کککککککککککککککککککککککککککک
راحت شدم و به راحتی یک کرم نرم و بی استخوان در تخت تنهایی خویش غلتیدم و به این که چرا نتوانستم به داشته ها برسم ترسیدم و یک آن به خود ریدم. مثل خوکی که کتاب قلعه حیوانات را میخواند و کثافتش را به صورت همسرش میمالد و من نمیدانم که پست جدیدم درباره چه هست و آیا خدا هست؟ نیست. بتهوون الان در گوش من نشسته و سونات مهتاب میزند و من گوش میکنم و خزعبل تایپ میکنم. خدایا خود ما را شفا ده. به حق کسی که حق مرا خورد و به آلودگیم گند زد و نامش را محمود گذاشت. شکر میگویم تو را ای کهن بوم و بر در دیار سوئد که حسرت رفتنش را دارم. می دانید به من ربطی ندارد که دولت حاکم در کشورم به چه آرمانی پایبند است یا چه برنامه هایی دارد، تنها چیزی که من از دولت وقت میخواهم این است که در شهر مرده ما کافه و بار و حاش بار و کاواره و جن.ده خانه راه بیاندازد تا من بتوانم در یک جای آرام بنشینم و قهوه بخورم و سیگار بکشم یا مشروب آن هم از نوع عرق سگی زهرمار کنم یا مثل کشور هلند حشیش آزاد باشد و من در حاش بار سفارش یک سیگاری مشتی با TSH بالا را بدهم. و بعد به کاواره بروم و شوی معین نگاه کنم و سر آخر هم زبانم لال پای به جن.ده خانه بگذارم و بکنم آن کاری را که عرش خدای بلرزد. البت من بیشتر نظر به پسران زیباروی دارم و آنان مرا از دختران هوس آلودتر میگردانند. میدانید! دست زدن به آن پوست کرک آلود و نرم لذتی بس عمیق دارد. نمیدانم چشیده اید یا نه. شاید اصلا از هم جنس گرایی بدتان میاید. اما من دوست دارم و زیاد هم تجربه کرده ام. با مهدی، حسن، میلاد، میثم، رضا، آن مهدی دیگر. وه که چه لذتها برده ام... Top بودن یا Bottom بودن مهم نیست. مهم آن است که سلیقه جن.سی خود را پیدا کنید و بدون رو در وایسی و احساس شرم خود را ارضا کنید. پسری میشناختم که موقع خود.ار.ضایی با یک دست آلتش را تکان تکان میداد و با دست دیگرش پشت خود را میمالید. بدون خجالت احساسات جنس.ی اش را به من میگفت و من لذت میبردم از این رفتارش. من نیز با خود رو راست شدم و اینگونه شد که در جل.ق به پایه ای رسیدم که هنگام نزول از فرط لذت به زانو در میایم. و این خود موفقیت بس بزرگی است. حتی از سفر به ماه هم مهمتر است. مهتر مش مهدی هم مرد و من نیز به گا رفتم. پس خداحافظ
در ضمن بعد از گوش کردن بتهوون میدانید در این ساعت از شب (3:31) چه چیزی میچسبد؟
من میگویم: کلود دبوسی یا آرنولد شوئنبرگ.
گفتیم دور هم باشیم یه مشت موزیک با حال معرفی کنم برید بگوشید حالشو ببرید.
اینا آهنگایی هستن که تو این چند وقته هر کدوم به یه نوعی ذهن منو درگیر کردن.
Devin Townsend Band - 2007.Ziltoid The Omniscient - Hyperdrive
The Mars Volta - 2003.De-loused in the Comatorium - Televators
The Mars Volta - 2008.The Bedlam in Goliath - Aberinkula
Kamelot - 2000.The Fourth Legacy - Nights Of Arabia
Mastodon - 2006.Blood Mountain - Sleeping Giant
Meshuggah - 2004.I - I
Nevermore - 2005.This Godless Endeavor - This Godless Endeavor
Opeth - 2002.Deliverance - Wreath
Pain of Salvation - 2007.Scarsick - Flame to the Moth
Porcupine Tree - 2007.Fear Of A Blank Planet - My Ashes
Soilwork - 2005.Stabbing the Drama - Wherever Thorns May Grow
Spock'S Beard - 2003.Feel Euphoria - Ghosts of autumn
Sun Caged - Promo 2002 - Sedation
Marcel Coenen - Guitartalk - Endless
Symphony X - 2002.The Odyssey -The Odyssey
Testament - 1999.The Gathering - True Believer
The Flower Kings - 2006.Paradox Hotel - Hit me with a hit
Tiamat - 2003.Prey - Nihil
Tool - 2001.Lateralus - Triad
Trans-Siberian Orchestra - 2000.Beethoven's Last Night - Overture
Van der graaf generator - 1975.Godbluff - Arrow
A Perfect Circle - 2000.Mer de Noms - Judith
Amon Amarth 1996.Sorrow Throughout The Nine Worlds The Mighty Doors Of The Speargod's Hall
Aphrodite's Child - 1969.End of the World - Rain & Tears - Shepherd and the Moon
Blackmore's Night - 2003.Ghost Of A Rose - Cartouche
Philip Glass - Music in Twelve Parts - Part 1
Dillinger Escape Plan - 2007.Ire Works - Mouth of Ghosts
Faith No More - 1997.Album of the Year - Collision
IQ - 2004.Dark Matter - Harvest Of Souls
Lamb of God - 2006.Sacrament - Again We Rise
Rhapsody - 2002.Power Of The Dragonflame - Gargoyles, Angels Of Darkness
Riverside - 2007.Rapid Eye Movement - Schizophrenic Prayer
Therion - 2004.Lemuria - Lemuria
Warning - 2007.Watching From A Distance - 01 Watching From A Distance
Dream Theater - 1999.Metropolis Part II-Scenes From A Memory - Home
میخوام یه کم درباره اسم آلبومایی که برام عجیب و غریب هستن، بنویسم. آلبومایی که یه جورایی رد کسخلی مدرن رو میشه در نامگذاری اونها پیدا کرد. البته اینایی که من میگم چیزایی هستن که به نظر خودم عجیب و با حال میاد. شاید هیچ احساسی در وجود نحس شما بر نیانگیزه. در ضمن خواهشا به نحوه نگارش این پست گیر ندید. خودم میدونم افتضاحه.
The Mars Volta - 2008.The Bedlam in Goliath
«دیوانه خانه جالوت» (ترجمش درسته یا نه؟!)
کسانی که با موسیقی مارس ولتا آشنا هستن میدونن گروهی نیست که بشه گوش کردن موزیکش رو به کسی پیشنهاد کرد. موسیقی فوق العاده چپ اندر قیچی، ریتمای فضایی، گیتار گوشخراش، صدای بچه گانه و کمی اروتیک وکال! و ... . البته گول صداشو نخورید و فک کنید یه بچه خوشگل مامانیه ها. اتفاقا با اون موهای سیم فرچه ایش خیلیم قیافه زاقارتی داره. احتمالا در جریان مشنگ بازیهای این آقای همیشه نشئه در هنگام اجرای زنده هم هستید. اگه خبر ندارید، بهتره یه سری به Youtube بزنید و عبارت The Mars Volta رو سرچ کنید.گروهی که یه موقعی تو مواد مخدر خودشونو خفه کرده بودن و بعد از اوردوز Sound Manager گروه یه کم مصرفشون رو کم کردن.
در مورد اسم فضایی جدیدترین آلبومشون هم فکر نکنم حرف خاصی بشه زد.
Emerson Lake & Palmer (ELP) - 1973.Brain Salad Surgery
«تشریح سالاد مغز»
یه آلبوم فوق العاده از یه سوپر گروه خدای پراگرسیو راک. یه جایی خوندم Lake موقع تشکیل گروه از جیمی هندریکس هم به عنوان گیتاریست دعوت کرده بود به گروه بپیونده. جیمی خدا بیامرز هم قبول کرد و قرار بود اسم گروه Hendrix Emerson Lake & Palmer یا به اختصار HELP بشه. ولی قسمت نشد و جیمی خدا بیامرز به رحمت خدا رفت. اگه جیمی نمیمرد و به این گروه میومد خدا میدونه چه غوغایی به پا میکردن. انصافا هر وقت ELP گوش میکنم احساس میکنم یه چیزی به نام گیتار کم دارن. اونم گیتار جیمی رو (واه واه چقد احساسی)
Frank Zappa - 1970.Burnt Weeny Sandwich
«ساندویچ سوسیس سوخته»
Frank Zappa - 1968.Lumpy Gravy
«آبگوشت موج دار»
گویا مرحوم زاپا در زمان کودکیشون دچار سوء تغذیه مزمن بودن. نور به قبرت بباره زاپا.
البته خیلی از آلبومای زاپا اسمای تخمی تخیلی دارن، که به علت زیق زمان و زیق مکان به آنها اشاره ای نخواهم نمود.
Meshuggah - 2008. obZen
«ذن کثیف»
Tiamat - 1997.A Deeper Kind of Slumber
این آلبوم و آلبوم قبلی تیامت به شدت حول و حوش مواد مخدر میچرخن. اشارات مستقیم و غیر مستقیم و جا و بیجایی که ادلاند به زهرماریهای ضد فرهنگی میکنه، اصولا میتونه جشن پاکیِ هر NA ی بدبختی رو به روز عزاش تبدیل کنه. ایماژهایی که مخصوصا در این آلبوم وجود داره من نوعی که دور و بر مواد نمیچرخم رو حالی به حالی میکنه، چه برسه به اون معتاد نگون بخت. البته منظورم این نیست که هر وقت خواستید تیامت گوش کنید برید نشئه کنیدا! نه، بنده قصد اشاعه فرهنگ منحوس غرب رو ندارم. اگه میخواید تاثیرات موسیقی این آلبوم رو درک کنید، بهتره تو تاریکی و بدون اینکه کار دیگه ای انجام بدید، خودتونو بسپارید به جریان سیال موسیقی که از عمق میکده ها و محله های کثیف پایین شهر استکهلم تا اهرام مصر و معبدهای هند می برتتون و سر آخر تو یخهای سرد قطبی ولتون میکنه تا به خواب عمیقی فرو برید (تشبیه رو حال کردید!)
البته خیلیا اظهار عقیده کردن که ادلاند این آلبوم رو بر ضد مواد ساخته و اشعار اون حول و حوش وضعیت ادلاند موقعی که مواد مصرف میکرده میچرخه. یعنی یه جورایی همون آئینه عبرت خودمون. ولی خوب به نظر من این آلبوم در مورد هر چیزی که هست، بهتره شما فقط برید تو نخ موسیقیش و لا غیر.
یه نکته دیگه رو هم لازمه ذکر کنم و اونم اینه که ممکنه یه روزی یه شیر پاک خورده ای مطلب منو بخونه و ازش به عنوان پیرهن عثمان استفاده کنه و بگه دیدید متال ترویج مواد مخدر و لاابالی گری رو میکنه. لازمه به این دوست نا محترممون بگم که عزیزم خواهشا پای کثیفت رو از سرزمین مقدس متال بکش بیرون و هر وقت میخوای در مورد مسئله ای زر مفت بزنی، بهتره قبلش یه کم تحقیق کنی. نه اینکه تا دلیلی (هر چند تخمی) برای اثبات عقاید سابق خودت پیدا میکن، داد و فغان راه بندازی. اگر نه خودم به شخصه فکّت رو میارم پایین تا عبرتی باشه برای آیندگان.
چند تا آلبوم دیگه هم هستن که بدون هیچ توضیح خاصی اسمشون رو میارم:
Van der graaf generator - 1970.The Least We Can Do Is Wave To Each Other
Buckethead - 2006.The Elephant Mans Alarm Clock
Melt Banana - 1995.Scratch Or Stitch